|

به خود قول داده بودم دیگر هیچ گاه ننویسم دیگر هیچ گاه به تو فکر نکنم و با یک سفر خاطراتت را کمرنگ و یادت را به فراموشی بسپارم اما در این سفر دریافتم عشق نیازی به چشم برای دیدن و لبانی برای سخن گفتن و دستانی برای در آغوش گرفتن ندارد بلکه لازمه عشق دل است و دیگر هیچ ....
به خوبی آموختم ....
آموختم دوست داشتن را ....
عشق ورزیدن را ....
به فراموشی سپردن خاطرات بد و گذشتن از خطای انسان ها را ....
ندیدن زشتی های روزگار را .... اما .... هیچ گاه نتوانستم بیاموزم الفبای به فراموشی سپردن تو را .... نتوانستم بیاموزم الفبایی که بتواند تو را از خاطرم پاک کند ....
یادگیری این الفبا احتیلج به دلی از سنگ دارد .... اما .... من آموخته ام دل جایگاه عشق و دوست داشتن و محبت است و آکنده از هر نوع کینه و نفرت است .....
به فراموشی سپردن تو احتیاج به کینه و نفرت دارد .....
دلی که آکنده از آن است چطور انتظار می رود که تو و یادت را به فراموشی بسپرد ....
دلی که شکستی به خوبی می داند امروز روز تو نیست ....
بنابراین روز مرد را بر تمامی مرد ها ( از جمله نامرد های ) ایران زمین تبریک می گویم ....
روزت مبارک رفیق نیمه راه زندگی ام .... |